شمارهٔ ۸۰۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عشق تو بانگ زد به زمین و زمان همه
جستیم از این خروش ز خوب گران همه
از قول کن به ساغر دل باده ریختی
ای عالم از شراب لبت کامران همه
آیینه دار مهر تو، هر جا که ذره ایست
ای پرتو رخ تو به عالم عیان همه
در پیش سرو ناز تو، نازک نهالها
بستند دامن از دل و جان بر میان همه
در آرزوی جلوهٔ سرو بلند تو
پر می زند تَذَرو دل قدسیان همه
کثرت حجاب دیدهٔ عارف نمی شود
دارند بوی یوسف ما کاروان همه
بشنو چه خوش سرود حزین ، اوحدی ما
ای روشن از رخ تو زمین و زمان همه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است و احساسی عمیق را نسبت به محبوب منتقل میکند. شاعر با اشاره به تأثیرات عشق، از شور و شوقی که در زمین و زمان ایجاد کرده صحبت میکند. او با تکیه بر زیبایی و جذابیت معشوق، از لذتهای روحانی و عشق ناب میگوید و بیان میکند که هر موجودی در جستجوی روشنایی و زیبایی اوست. همچنین، اشارهای به حجابهای درونی و چالشهای درک عشق نیز در این شعر دیده میشود. عشق در این شعر به عنوان عاملی نورانی و مثبت معرفی شده است که به همه جا پرتو میافکند.