نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سوی محراب شدم با می ناب آلوده

در بغل مصحف و دامن به شراب آلوده

دل سیه مست و خراب از اثر بادهٔ دوش

بی صفا می شود آیینهٔ آب آلوده

مجلس موعظه ام گرم نگردیده رسید

از پیم ساقی سرمست شتاب آلوده

رخ برافروخته از غیرت بی باکی من

عرق شرم، گلش را به گلاب آلوده

سنبل آشفته، دل آزرده، نگه، تشنه به خون

ابروی تلخ ز کینم به عتاب آلوده

گفت شرمت ز خرابات نشینان ناید؟

که در او دامن شیخ است چو شاب، آلوده

رند میخانه کجا مسجد و محراب کجا؟

نکنی نامه اعمال، ثواب آلوده

با چنین حال گشودم سر طامات و حدیث

همه بیهوده، چو افسانهٔ خواب آلوده

بی حجابانه زدم لعل لبش بوسه، حزین

بازگشتم به خرابات حجاب آلوده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حالاتی از عشق و سکوت در میان میخانه و محراب می‌پردازد. او با می ناب به محراب می‌رود و در حالی که دلش به می مستی ویران شده، این دوگانگی (محراب و میخانه) را به تصویر می‌کشد. شاعر از شرم خود در مقابل کسانی که به خرابات می‌روند صحبت می‌کند و بیان می‌کند که در آن مکان، هیچ چیز جز بی‌اعتنایی و بیهودگی وجود ندارد. او به دلی آشفته و ابروهایی پر از کینه اشاره می‌کند و در نهایت به بوسه‌ای از معشوقه‌اش می‌رسد که موجب بازگشت او به عالم محبت و میخانه می‌شود. در کل، شعر بیانگر تضادهای درونی، عشق، شگفتی و رندی است.