نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲۳ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟

من سوختم، آرایش ایوان که بودی؟

نگذاشته ای دین به خرابات نشینان

در صومعه، غارتگر ایمان که بودی؟

خار عجبی بود به چشم از ره خوابم

دوشینه گل جیب و گریبان که بودی؟

آشفته شد ای باد صبا از تو دماغم

در سلسلهٔ زلف پریشان که بودی؟

هر زخم تو لب می مکد از جوش حلاوت

ای دل هدف ناوک مژگان که بودی؟

شب با که نشستی، سر زلفت که به کف داشت؟

جانان من، آرام دل و جان که بودی؟

پیدا بود از لعل تو پیمانه کشیها

ای عهد شکن بر سر پیمان که بودی؟

بی لعل تو الماس بود روزی داغم

ای شور قیامت نمک خوان که بودی؟

آرام نگردید درین دشت نصیبت

ای سیل، خروشان کهِ جوشان که بودی؟

جان مست حزین می شود از طرز صفیرت

دستان زنِ خوش لهجهٔ بستان که بودی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عشق و دلتنگی شاعر اشاره دارد. شاعر با نگاهی نوستالژیک به لحظات گذشته و زیبایی‌های یک معشوق خاص می‌پردازد. او از سوختن دل و خاطرات شیرین آن دوران یاد می‌کند و به شیفتگی خود نسبت به معشوق اشاره می‌کند. شاعر درمی‌یابد که معشوقش نه تنها زیبایی‌های ظاهری دارد بلکه در دل و روح او نیز تاثیر عمیقی گذاشته است. در کل، شعر به نوعی جستجو در یادها و احساسات عاشقانه است که معشوق را به عنوان منبع زیبایی، آرامش و پیچیدگی‌های عاطفی معرفی می‌کند.