نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲۹ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بر هر زمین که جلوه کنی آسمان کنی

می زیبدت که ناز به کون و مکان کنی

این لطف جلوه ای که ز سرو تو دیده ام

بر خاک اگر گذر فکنی پرنیان کنی

هر جا گشایی از پی دل زلف پرشکن

مرغان سدره را همه بی آشیان کنی

مشکین شود غزال نگاهت به یک نظر

ای کاش جیب بخت مرا سرمه دان کنی

ای عندلیب با تو مرا حقّ صحبت است

خواهم که خاک تربت ما گل فشان کنی

دزدد به کام خویش زبان، شمع انجمن

هر جا که شرح قصّهٔ سوز نهان کنی

گردد طراز دامن دشت جنون حزین

خونابه ای که از رگ مژگان روان کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و تأثیرگذاری معشوق خود اشاره می‌کند و ابراز می‌کند که هر جا که معشوق حاضر شود، زمین به آسمان تبدیل می‌شود. او از ناز و زیبایی معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید که این زیبایی بر دل او تأثیر عمیق می‌گذارد. شاعر همچنین آرزو می‌کند که عشق او به گونه‌ای باشد که تمام موجودات را تحت تأثیر قرار دهد و احساسات عمیق خود را در قالب شعر به تصویر بکشد. به طور کلی، شعر درباره زیبایی، عشق و تأثیر آن بر روح و دل است.