شمارهٔ ۸۲۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
لوح دل را اگر از نقش دوبی ساده کنی
خاطر از خانقه و میکده آزاده کنی
هر سر خار بیابان شجر طور بود
دیده گر آینه حسن خداداده کنی
در خرابات به یک ساغر می نستانند
تکیه تا چند به این خرقه و سجاده کنی؟
چون صراحی همه مقبول مغان می گردد
سجده ای چند که در پای خم باده کنی
ای که خنگ فلکت زیر رکاب شرف است
چه شود گر نظری جانب افتاده کنی؟
تو به این حوصله، با عشق ستیزی هیهات
دل مگر درخور خیل غمش آماده کنی
چه کم از قدر تو ای خسرو خوبان گردد
گر نگاهی به حزین دل و دین داده کنی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مخاطب خود توصیه میکند که اگر دل را از زوایای پیچیده و سختیها خالی کند و به سادگی برسد، میتواند به خوبی احساسات و زیباییهای زندگی را درک کند. او به اهمیت شور و شوق در زندگی اشاره میکند و میگوید که در خرابات (مکانی برای عشق و شرابخواری) با یک جرعه میتوان به آرامش رسید، و نباید به عادات خشک و رسمی (مثل نماز و خرقه) چسبید. شاعر اشاره میکند که اگر دیدگاه خود را تغییر دهد و به زیباییها توجه کند، زندگیاش دگرگون خواهد شد. در نهایت، او به قدرت عشق و تأثیر آن بر دل و روح انسان تأکید میکند.