نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴۱ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بر دیده کشم سرمه ز خاک کف پایی

شاید که دهد اشک مرا رنگ حنایی

می در قدح و باد صبا بر سر لطف است

دارد چمن امروز عجب آب و هوایی

دولت طلبی، دامن دل را مده از دست

شاید که برون آید ازین بیضه همایی

نالیدن بلبل ز نو آموزی عشق است

هرگز نشنیدیم ز پروانه صدایی

کرده ست بهار عجبی خار بیابان

از دشت گذشته ست مگر آبله پایی

داده ست غمت، رخصت شبگیر به آهم

شاید رسد این قاصد بی درد به جایی

خود را برسانید به یاران سبک پی

می آید ازین قافله آواز درایی

گلشن به نسیمی شکند عهد هزاران

در کشور خوبان نبود رسم وفایی

دور از گل رویت نفسی نیست حزین را

مانده ست به جا، بلبل بی برگ و نوایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و اندوه شاعر است. شاعر با سرمه کشیدن بر چشمش از خاک کف پای محبوب، به یادگار اشک‌هایش رنگ حنایی می‌دهد. او از لطافت می و نسیم صبا سخن می‌گوید و به زیبایی و شگفتی‌های بهار اشاره می‌کند. شاعر به دنبال خوشبختی و عشق است و از دلش نمی‌خواهد دست بکشد. ناله بلبل به عشق جدیدش اشاره دارد و نوعی نغمه غم انگیز را منتقل می‌کند. همچنین، او به وفای انسان‌ها و نقش عشق در زندگی اشاره می‌کند که در کنار گل‌های زیبا، دست نایافتنی است. در انتها، احساس تنهایی و فقدان را به تصویر می‌کشد، جایی که دوری از معشوق، انسانی را افسرده و بی‌صدا می‌کند.