شمارهٔ ۸۴۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای کعبهٔ جان از تو کلیسای فرنگی
بی یاد تو دل را دو جهان سینهٔ تنگی
جان دیده از آن نرگس عیار فریبی
دل خورده از آن غمزهٔ خونخوار خدنگی
دیری ست که شرمنده ام از سبحه، چه سازم؟
زنّار به چنگی بود، آن طرّه به چنگی
یک زمزمه در پرده گشایی ست ولیکن
دل نغمه به رنگی زد وناقوس به رنگی
گوهر به دو کف می دهم و ناخن آن نیست
کز سینهٔ معدن بخراشم رگ سنگی
از عشق پرآشوب محال است نجاتم
هر قطره درین بحر بود کام نهنگی
رسوایی جاوید حزین ار طلبد عشق
صد نام نکو باد به گرد سر ننگی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل از عشق و دلتنگی خود سخن میگوید. او کعبه را به عنوان نقطه نظر و عشق خود معرفی میکند و از احساس تنگی دل بدون یاد آن سخن میگوید. نرگس یار او را فریب داده و دلش از غمزههای او آزرده است. او به شرمساری از عبادت و حالت ذهنیاش اشاره میکند که در مقابل زیبایی محبوبش احساس ناتوانی میکند. شاعر میگوید که تلاش برای فرار از هیجان عشق دشوار است و هر قطرهٔ عشق مانند دریا نهنگی است. در نهایت، او به رسوایی و دردهای جاودان عشق اشاره میکند که نمیتواند از آن رهایی یابد و به وجود ننگ در این مسیر اذعان دارد.