نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بود می خانه ها، در چشم شهلای تو ای ساقی

هلال جام می گردد، به ایمان تو ای ساقی

ز رنگت آتشین شد گل، ز لعلت ارغوانی، مل

نگه را می کشد در خون، تماشای تو ای ساقی

شکر بفکن، قدح بشکن، به شیرین خنده لب بگشا

می و نقل است، با لعل شکرخای تو ای ساقی

تو چون در جلوه آیی، لنگر تمکین نمی ماند

دلم را می برد از جا، تماشای تو ای ساقی

بود آیین عشقت می کشی و کوچه گردیها

خرد را، سر به صحرا داده، سودای تو ای ساقی

نسیم پیرهن، صد پیرهن می بالد از بویت

قبای ناز میزیبد به بالای تو ای ساقی

حزین راگر به کف نامد، ز بخت نارسا، زلفت

نداد از دست، دامان تمنّای تو ای ساقی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جاذبه ساقی (نوشیدنی‌آور) اشاره می‌کند و او را به عنوان منبع عشق و زیبایی معرفی می‌کند. ساقی با چشمان شهلایش و لبخند شیرینش، فضایی جذاب و دلنشین ایجاد می‌کند که می‌تواند دل هر بیننده‌ای را برباید. رنگ و بوی او به گل‌ها و نسیم زندگی می‌بخشد و وقتی جلوه می‌کند، دل و جان را به خود مشغول می‌سازد. شاعر به سرگردانی و شوقی که در دل به خاطر عشق و زیبایی ساقی وجود دارد، اشاره می‌کند و از آن به عنوان یک حس عمیق و جذاب یاد می‌کند که هیچ چیز نمی‌تواند آن را متوقف کند. در نهایت، شاعر از عدم کامیابی عشق خود سخن می‌گوید و یادآور می‌شود که در ناامیدی‌ها نیز ارادت به ساقی و عشقش ادامه دارد.