نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷۳ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

من صیدم و دام، زندگانی

زندان مدام، زندگانی

باشد به مذاق پخته مغزان

اندیشِهٔ خام، زندگانی

کام از لب یار برنیامد

کردم ناکام، زندگانی

جمشید منم، اگر برآید

با ساقی و جام، زندگانی

بی شهد لب شکر فروشت

زهر است به کام، زندگانی

خاصان تو، از حیات سیرند

ارزانی عام، زندگانی

دارد اجل از حیات من ننگ

نازم به کدام زندگانی؟

صبح نفسم به صد کدورت

آورده به شام زندگانی

جز من که ز عشق در حیاتم

نابوده به وام زندگانی

در یک شب هجر یار چون شمع

کردیم تمام، زندگانی

گرداب بلا بود حزین را

بی گردش جام، زندگانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زندگانی و چالش‌های آن می‌پردازد. او خود را در دام زندگی می‌بیند و آن را به نوعی زندان می‌داند. در حالی که دیگران از زندگی لذت می‌برند، او از ناکامی و تلخی‌های آن سخن می‌گوید. عشق و دوستی‌هایش در زندگی او را ناامید کرده و دوری از معشوقش بر دردهایش می‌افزاید. شعر، به نوعی حسرت و غم از فقدان شادی و طعم شیرین زندگی را منعکس می‌کند، و در نهایت به ناکامی‌های ناشی از هجران و بلاها اشاره دارد.