نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

گر سینه شود سینا، بی تاب و توانستی

تاب من و آن جلوه، مهتاب و کتانستی

آسان به قد و عارض، عاشق ندهد دل را

آنی ست نکویان را، دل داده ازآنستی

آن ماه فلک پیما، بنمود شبی سیما

چون اختر از آن شبها، چشمم نگرانستی

نگذاشت مرا حسرت، با هجر و وصال او

اکنون من مجنون را، نه این و نه آنستی

حیرت من بی سامان، از مایهٔ دل دارم

در خاک هم از چشمم، خونابه روانستی

از مرگ نیندیشم، جان گر به تو پیوندد

پیری چه زیان دارد گر عشق جوانستی؟

لطف تو همی باید، تا هجر کران گیرد

از خود شده ام امّا، دوری به میانستی

جم رفت و فریدون هم، زین کاخ دو در بیرون

این کلبه که می بینی، میراث کیانستی

با عارف رومی شد، هم نغمه حزین ، کلکم

این پرده که می سنجم، زان جان جهانستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و longing (دلتنگی) اشاره می‌کند. او از حال بی‌تابی و ناتوانی خود صحبت می‌کند که ناشی از آرزوی وصال محبوبش است. او زیبایی محبوب را توصیف می‌کند و می‌گوید که دل عاشق به آسانی تسلیم نمی‌شود. عشق او به محبوبش مانند نوری در شب است که چشمش را نوازش می‌دهد، اما حسرت و دوری او را آزار می‌دهد. شاعر از نگرانی در مورد مرگ سخن می‌گوید و بیان می‌کند که اگر به محبوبش پیوندد، مرگ برایش مهم نیست. او همچنین بر نیاز به لطف محبوبش تأکید می‌کند و در نهایت به ارث و میراثی که از گذشته دارد، اشاره می‌کند. این شعر به عمق احساسات عاشقانه و تناقضات آن می‌پردازد.