نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چه خوش بود که به دی، طرح نوبهار کشی

پیاله بر رخ آن آتشین عذار کشی

رهین دست حمایت شود، چراغ دلم

شبی که دست بر آن زلف تابدار کشی

نمی کشی چو نقاب از رخ نهفته، چرا

نظاره را به سر راه انتظار کشی؟

رخت بهشت برین است، با بهار چه کار؟

لبی چو میکده داری، چرا خمار کشی؟

دراز شد شب هجران ز آسمان، وقت است

که انتقامِ من تیره روزگار کشی

دمید صبح بهار خطت، سزد که مرا

قلم به دفتر غمهای بی شمار کشی

جواب نکتهٔ رنگین اوحدی ست حزین

سزد که بر ورق لاله، این نگار کشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت بهار و عشق اشاره می‌کند. او از معشوقه‌اش خواسته تا او را با لبخند و زیبایی‌اش شاد کند و به خاطر دوری و انتظار، حس تنهایی و غم را ابراز می‌کند. شاعر همچنین به عشق و زیبایی‌های بهار و تلاش برای فراموشی غم‌هایش اشاره می‌کند و در نهایت، با تقدیم شعر خود به معشوقه‌اش، از او می‌خواهد که یادگار زیبایی را بر صفحه‌های زندگی ثبت کند.