نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چه گیرایی ست یارب جلوه گیسوکمندان را؟

که بگسست از صنم، پیوند جان زناربندان را

قیامت پیش ازین می ریخت بر دل طرح آشوبی

کنون چون سایه در خاک است، این بالابلندان را؟

شود تخت روان، هر جا رمیدن بستر اندازد

سر زانو بود بالین راحت، دردمندان را

مرا در عشق او، دل گر فغان برداشت معذورم

در آتش ناله ای ناچار، می باشد سپندان را

تبسم ریز شد گلبرک یار و شرم رسوایی

لب از دندان شبنم می گزد، گل های خندان را

بود هم نسبتان را عقد جمعیت به هم، فطری

نباشد رشته ای درکار، گوهرهای دندان را

بهشت نقد در بر، حسن آن سیمین بدن دارد

که بینم سیر چشم نعمتش، مشکل پسندان را

حزین ، افتاد دل را در بغل گنجینه داغی

که دولت خود به خود رو آورد اقبال مندان را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت گیسوان معشوقه اشاره دارد و احساسات عمیق عشق و دلتنگی را به تصویر می‌کشد. شاعر از طرحی آشفته در دل خود سخن می‌گوید که همچون سایه‌ای بر خاک افتاده است. او از آرامش و راحتی‌ای که در کنار معشوقش تجربه می‌کند، سخن می‌گوید و نسبت به درد و رنج عشق، بی‌تابی خود را ابراز می‌کند. همچنین، شاعر به زیبایی‌های یار و تاثیر آن بر دل و دندان‌های خندان او اشاره می‌کند و به نوعی بهشت را در زیبایی او می‌بیند. در پایان، شاعر دل خود را گنجینه‌ای از غم دانسته و از امید و شگفتی زندگی و اقبال سخن می‌گوید.