شمارهٔ ۱۹۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گرچه در بزم جهان، گردن میناست بلند
یک سر و گردن از او نشئه صهباست بلند
می کند سلسلهٔ شور جهان کوتاهی
بس که آوازهٔ آن زلف چلیپاست بلند
فیض تشریف جنون بر قد رسوایی ما
کوتهی تا نکند دامن صحراست بلند
برسر منصب پروانگیت در محفل
شمع را تا به سحر گردن دعواست بلند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد زیبایی و جذابیت شراب (مینای) دنیا و تأثیر آن بر آدمیان سخن میگوید. شاعر به تمسخر میگوید که هرچند شراب دنیا خاصیتهای خاص و بلندی دارد، اما در کنار آن، جذابیتهای دیگری نیز وجود دارند که همه چیز را تحتالشعاع قرار میدهند. او اشاره میکند که شور و شوق زندگی ممکن است کوتاه به نظر برسد، اما زیبایی و جذابیتهای خاص، مانند زلف معشوق، همیشه در یادها باقی خواهد ماند. همچنین به حالت جنون و رسوایی اشاره میکند که خود را در محفلها نشان میدهد و بر سر این جذابیتها دعوایی همواره وجود دارد. به طور کلی شاعر به مضمون عشق و زیباییهای فانی زندگی اشاره میکند.