شمارهٔ ۳۷ - دربارهٔ برخی از مردم حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گفت یاری، حزین بی دل را
خلق را در فساد می بینم
همه مست شراب کبر و حسد
همه غرق عناد می ببنم
وه چه آمد چه شد که نیکان را
بدتر از قوم عاد می بینم؟
گفتم ای دوست، ترک عربده کن
در تغافل، سداد می بینم
غمی از هیچ نیست یاران را
جنس غیرت کساد می بینم
...خرشان اگر حواله کنی
از دهنشان زیاد می بینم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر از وضعیت نا به سامان جامعه گلایه میکند و نداشتن فضائل اخلاقی را در بین مردم میبیند. او از کبر، حسد و عناد در میان افراد یاد میکند و نیکوکاران را بدتر از قوم عاد توصیف میکند. به دوستش توصیه میکند که از این جریانات خستهکننده فاصله بگیرد و به بیخبری و سادگی روی آورد. در نهایت، او به سرنوشت منفی و کاهش کیفیت ارزشهای انسانی در میان یارانش اشاره میکند.