شمارهٔ ۴۳ - در مذمّت گرما حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در جهنمکده هند که از تاب هوا
شعله ور چون پر پروانه بود، بال ملخ
دارد افسرده تو را، شعبده چرخ حزین
چه توان کرد کنون، ماهیت افتاده به فخ
بس که گرم است هوا، آید اگر دمسردی
می دهم گوش، زند بیهده چندان که زنخ
هرکسی را شطی از هر بن مویی جاریست
شاید ار سیل عرق، شوید ازین خاک، وسخ
نه همین جان اسیر، از تف ایام گداخت
تن هم از کاهش آلام، نحیف است چو نخ
روشنان فلکِ مجمره گردان بخیل
خنک آن دم، که نویسند برات تو به یخ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف وضعیت آشفته و گرم بهشتمانند جهنمکده در هند میپردازد. او از تاریکی و غم ناشی از گرما و شرایط سخت زندگی میگوید و نشان میدهد که چگونه این وضعیت بر روح و جسم انسان تأثیر میگذارد. شاعر به احساس افسردگی و خستگی اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که حتی لحظهای آرامش و خنکی به آرامش زندگی کمک میکند. در کل، شعر نمایانگر مبارزه انسان با گرما و ناملایمات زندگی است.