نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۸ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دلا بنال که یاران نازنین رفتند

بغم نشین که رفیقان بیقرین رفتند

باهل دهر میامیز و گوشه ای بنشین

که همدمان وفاپیشه گزین رفتند

دل شکسته ما را بر آتش افکندند

اگر چه خود بسوی روضه برین رفتند

سهی و گل ز زمین میدمد ولیک دریغ

ز گلرخان سهی قد که در زمین رفتند

هنر مجوی که بازار فضل رایج نیست

از آن جهت که بزرگان خورده بین رفتند

عجب مدار که گر نقد دین شود کاسد

که نافذان جواهرشناس دین رفتند

بسوز بر در حرمان در انتظار حسین

که محرمان سراپرده یقین رفتند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس اندوه و فقدان اشاره دارد و شاعر از رفتن یاران و دوستان نازنینش سخن می‌گوید. او به این نتیجه می‌رسد که باید از دنیای پر تلاطم دوری کند و به گوشه‌ای آرام برود، زیرا همدمان وفادارش رفته‌اند. دل شکسته و غم‌های او مزید بر علت شده که هرچند زیبایی‌هایی در عالم وجود دارد، اما فقدان عزیزان بسیار دردناک است. شاعر همچنین نسبت به بی‌اعتباری هنر و دانش در دنیای امروز lament می‌کند و به این نکته تأکید می‌کند که زمانی ارزش دین و ایمان کم‌رنگ شده که افراد برجسته و آگاه از آن رفته‌اند. در نهایت، او بر در انتظار حسین سوگوار است و فقدان محرمان یقین را حسرت می‌زند.