شمارهٔ ۱۴۷ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
رضا دادم بعشق او اگر غارت کند جانم
که جان صد چو من بادا فدای عشق جانانم
بزخم عشق او سازم که زخمش مرهم جانست
بداغ درد او سازم که درد اوست درمانم
غمی کز عشق یار آید بشادی بر سرش گیرم
بهر چه دوست فرماید غلام بنده فرمانم
مرا همت چو طور آمد ارادت وادی اقدس
درخت آتشین عشقست و من موسی بن عمرانم
مرا همت چنان آمد که گر از تشنگی میرم
بمنت آب حیوان را ز دست خضر نستانم
مرا گویند کآرام دل از دیدار دیگر جو
معاذالله که در عالم دلارامی دگر دانم
ز روی پاکبازانش هنوزم خجلتی باشد
بگاه جلوه حسنش اگر صد جان برافشانم
مرا چون نیست کس محرم ز عشقش چون برآرم دم
چو دیوانه نمی یابم چرا زنجیر جنبانم
حسین از گفتگو بگذر مگو با کس حدیث او
که تا اسرار پنهانی بگوش تو فرو خوانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و ناب شاعر به معشوقش است. شاعر میگوید که میخواهد جان خود را فدای عشق معشوق کند و هر درد و زخم عشق او را با آغوش باز میپذیرد، زیرا این درد برای او درمانی است. او از غم و شادی عشق سخن میگوید و آماده است که در برابر هر خواستهای از معشوق تسلیم باشد. شاعر به عظمت عشق اشاره میکند و خود را در مقام کسی میبیند که برای معشوقش آماده هرگونه قربانیای است. در نهایت، او به رازهای عشق و خلسههای ناشی از آن اشاره دارد و میگوید که هیچ کس نمیتواند به عمق این عشق پی ببرد.