نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۹ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

من آشفته و شیدا چو تمنای تو دارم

از سر خویش گذشتم سر سودای تو دارم

گل صد برگ نبویم سمن و لاله نجویم

که در این باغ هوای گل رعنای تو دارم

بجهان شورش و غوغا چه عجب از من شیدا

که بهنگام قیامت سر غوغای تو دارم

دلم از ملک دو عالم نشود فرخ و خرم

ز غم عشق جگر سوز دلارای تو دارم

بتماشاگه جنت چو روم دیده به بندم

من دلخسته به پنهان چو تماشای تو دارم

چو مرا هست تمنا که شکاری تو باشم

همه روی دل از آنروز بصحرای تو دارم

چو حسین از سر دانش ز تو چون شکر نگویم

که بسی بخت و سعادت ز عطاهای تو دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این verses از عشق و علاقه شدید خود به محبوبش سخن می‌گوید. او ابراز می‌کند که چقدر شیدا و آشفته است و همه چیز را فدای عشق محبوب می‌کند. او به زیبایی محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که در این باغ دنیا، تنها به یاد اوست. حتی در زمان‌های سخت و پرآشوب، عشق او باعث شجاعت و امید در دل اوست. شاعر تأکید می‌کند که درد عشق او به مراتب بیشتر از شادی‌های دنیوی است و در پنهانی نیز با یاد محبوبش زندگی می‌کند. نهایتاً، او از نعمت‌های الهی که به واسطه‌ی عشق به محبوبش به دست آورده، شکرگزاری می‌کند.