شمارهٔ ۱۵۲ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
من کیستم که طالب دیدار او شوم
یا چیست نقد من که خریدار او شوم
او یوسف عزیز و مرا دست بس تهی
شرم آیدم که بر سر بازار او شوم
در مصر عشق طوطی شیرین سخن منم
تا طعمه جو ز لعل شکر بار او شوم
او پادشاه مملکت حسن و من گدا
یارب چگونه محرم اسرار او شوم
یاری که در زمانه بخوبیش یار نیست
هست آرزوی خام که من یار او شوم
بر بوی پرسشی ز لب آن مسیح دم
آن دولت از کجاست که بیمار او شوم
با اینهمه فداش کنم جان خویشتن
باری ز مخلصان هوادار او شوم
گر باغ وصل همچو منی را مجال نیست
از دور بلبل گل رخسار او شوم
آزادی دو کون چو از بندگی اوست
خواهم که چون حسین گرفتار او شوم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به عشق و yearning (آرزو) خود نسبت به معشوق میپردازد. او از خود میپرسد که آیا شایستهی دیدار و نگریستن به معشوق است و یا میتواند بهایی برای عشق او بپردازد. معشوق را به یوسف عزیز و خود را به گدا تشبیه میکند و از دوری و کمبودگیاش احساس شرمساری میکند. شعر نشاندهندهی احساسات عمیق و اشتیاق شدید شاعر برای نزدیک شدن به محبوبش، حتی اگر این نزدیک شدن تنها از دور باشد، است. شاعر به دنبال راهی برای ارتباط با معشوق است و خود را به فدای او میزند؛ او میخواهد در دنیای عشق آزاد باشد و به نوعی به مقام و منزلت معشوق دست یابد.