نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۴ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای شهریار حسن ترا تا شناختیم

اعلام عشق بر سر عالم فراختیم

یکدل شدیم و یک صفت و یک روش کنون

باز آمدیم از همه و با تو ساختیم

تا بر محک عشق نمائیم کم عیار

در بوته بلای تو عمری گداختیم

ره در قمارخانه عشقت بیافتیم

تا هر چه بود در ره سودا بباختیم

از مصر تاختن به یکی تاختن رسید

اسبی که در طریق هوای تو تاختیم

تا یار در دیار دل ما نزول کرد

شمشیر منع بر سر اعیار آختیم

گفتا چو سوخت عود دل از عشق ما حسین

ما در کنار خویش چو چنگش نواختیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلدادگی به محبوب است. شاعر با بیان اینکه عشق را شناخته و آن را در جهان اعلام کرده‌اند، از یکدلی و همسویی خود و دیگران سخن می‌گوید. او از تجربه‌های سخت و تلخ عشق می‌گوید و اینکه در نهایت با تمام سختی‌ها به محبوب خود رسیدند. با توصیف از قمار عشق و ریسک‌هایی که کرده‌اند، شاعر به وجدانی روحانی و عمیق در محضر محبوب اشاره دارد و در پایان به موسیقی عشق و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند.