شمارهٔ ۱۶۷ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما ای صنم هوای تو از سر گرفتهایم
چون شمع ز آتش دل خود درگرفتهایم
دل برگرفتهایم ز هستی خویشتن
زان پس هوای همچو تو دلبر گرفتهایم
بهر غذای طوطی طبع سخن گذار
از پسته تو طعمه شکر گرفتهایم
تا گوشوار گوش دل و جان خود کنیم
از لعل دلپذیر تو گوهر گرفتهایم
با عاقلان گذاشته آیین عقل را
با عاشقان طریقه دیگر گرفتهایم
درس جنون به مدرسهٔ عشق کرده گوش
زنجیر آن دو زلف معنبر گرفتهایم
تا چشم نیم مست تو خمار عشق شد
ما دم به دم صراحی و ساغر گرفتهایم
هردم به بوی آن لب میگون به مصطبه
جام لبالب از می احمر گرفتهایم
دانستهایم ما که سهی سرو را برست
چون قد دلفریب تو در بر گرفتهایم
منصوروار دل ز بر خود بریدهایم
تا چون حسین عشق تو از سر گرفتهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که به خاطر عشق، از زندگی و وجود خود دل کنده و هوای معشوق را در سر گرفته است. شاعر خود را به شمعی تشبیه میکند که از آتش دلش میسوزد و در پی رسیدن به معشوق است. او به ارتباطات عاطفی و جنونی اشاره میکند که در مدرسه عشق آموخته و با دلسردی از عقل، راه عاشقان را در پیش گرفته است. همچنین، شاعر به لذتهایی که از عشق و زیبایی معشوق میبرد اشاره میکند و به طور کلی، شور و شوق عاشقانهاش را با تصاویری زیبا و احساسی بیان میکند.