شمارهٔ ۱۷۳ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ما جگرسوختگان با غم دلدار خوشیم
سینه مجروح ولی با الم یار خوشیم
ای حکیم از پی آزادی ما رنجه مشو
زانکه در داغ غم عشق گرفتار خوشیم
در علاج دل بیچاره ما رنج مبر
که چو چشم خوش او خسته و بیمار خوشیم
ما که سودا زدگان سر بازار غمیم
سود و سرمایه اگر رفت ببازار خوشیم
دیگران گر بتماشای جمال تو خوشند
ما شب و روز بیک وعده دیدار خوشیم
آتش افروز و بغم سوز و بزخمی بنواز
که جگر خسته و دل سوخته و زار خوشیم
عندلیبان دل آشفته گلزار توئیم
بامید گل اگر زخم زند خار خوشیم
کی ز آزار تو بیزار شود جان حسین
زخم چون از تو رسد با همه آزار خوشیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او و همنوعانش با وجود غم و جراحت دل، خوشحالند و از عشق معشوق خود لذت میبرند. شاعر به حکیمان توصیه میکند که برای درمان درد دلشان زحمت نکشند، زیرا عشق و غم آن برای آنان شیرین است. آنها به رغم غم و فراق، امیدوارند و در پی وعده دیدار معشوق روزها را بسر میبرند. همچنین شاعر با اشاره به زخمها و آتش عشق، نشان میدهد که حتی در عذاب و درد نیز خوشحالی و رضایت وجود دارد و برقراری ارتباط عمیق روحی با معشوق ارزشمندتر از هر دردی است.