شمارهٔ ۱۷۵ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سرگشته در این بادیه تا چند بپوئیم
ای کعبه مقصود ترا از که بجوئیم
ما شیفته باد صبائیم شب و روز
باشد که نسیمی ز ریاض تو ببوئیم
گر در حرمت محرم اسرار نباشیم
باری نه بس است این که گدای سر کوئیم
در دین وفا سجده ما نیست نمازی
تا چهره بخون دل آشفته نشوئیم
بر هستی ما سنگ فنائی بزن ای عشق
چون غرقه بحریم چه محتاج سبوئیم
رقص و طرب ما همه از زخم تو باشد
کاندر خم چوگان رضای تو چو گوئیم
ما همچو حسین از غمت آشفته سرشتیم
معذور همی دار گر آشفته بگوئیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از سرگشتگی و جستجوی معنای حقیقی زندگی صحبت میکند. او به کعبه بهعنوان نماد هدف و مقصود اشاره میکند و از عشق به معشوق میگوید که همواره جویای او هستند. شاعر میگوید که باوجود عدم ورود به اسرار معنوی، باز هم سر کوی معشوق بودن برایشان کافی است. او ضمن بیان وفاداری، به سختیها و زخمهای عشق اشاره میکند و با حالتی از اندوه و شیدایی، خود را شبیه به امام حسین میداند که از غم معشوق آشفته شده است. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که رقص و شادیاش نیز ناشی از درد عشق است.