شمارهٔ ۱۷۸ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
با درد غم عشق تو درمان نشناسم
آشفته یارم سر و سامان نشناسم
جان و دل من سوخته آتش عشق است
من سوخته دل روضه رضوان نشناسم
من طوطی شکر شکن مجلس انسم
بلبل چو نیم باغ و گلستان نشناسم
شادی طلبان از غم جانان بگریزند
من شادی جان جز غم جانان نشناسم
پروانه صفت سوختن طایر جان را
چون عارض تو شمع شبستان نشناسم
عمریست که در روضه جان ایگل خندان
جز قامت تو سرو خرامان نشناسم
جز موی سمن سای تو در روی دلارام
اندر شب تیره مه تابان نشناسم
عشقست کز او زنده جاوید شود جان
جز عشق دگر چشمه حیوان نشناسم
گفتی که حسین از همه کس سینه بپرداز
والله که در او غیر تو ای جان نشناسم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر حاکی از عمق عشق و دلبستگی عاطفی گوینده است که برای معشوق خود، همه چیز را فراموش کرده و تنها به او و زیباییهایش میاندیشد. او از درد غم عشق شکایت دارد و میگوید که هیچ درمانی برای این درد نمیشناسد. عشقش همچون آتشی است که جان و دلش را سوزانده و او خود را طوطی شکرشکن و پروانهای میداند که نزدیک شمع معشوق میسوزد. همچنین بیان میکند که شادی را فقط در غم معشوق مییابد و هیچ چیز غیر از او را نمیشناسد. در نهایت، او تأکید میکند که عشق تنها منبع حیات اوست و هیچ عشق دیگری را نمیپذیرد.