نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۷ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

پای خیال سست شد در طلب وصال تو

کاش بخواب دیدمی یکنفسی خیال تو

آه که کی سپردمی راه بکوی کبریا

گر نشدی دلیل من پرتوی از جمال تو

هر که ز روی مسکنت خاک ره طلب نشد

محرم راز کی شود در حرم جلال تو

بلبل جان گسسته دم بی گل سوری رخت

طوطی طبع بسته لب بی شکر مقال تو

از لب روح بخش تو آب زلال میچکد

بو که بکام دل چشم چاشنی زلال تو

دام شکار جان من سلسله های طره ات

دانه طایر دلم نقش خیال خال تو

چند ز گفتگو حسین هان رخ است و جان و سر

حال بجو که هرزه است این همه قیل و قال تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر عاشقانه به عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد. شاعر از آرزوی وصال معشوق سخن می‌گوید و از اشتیاق و تنها بودن خود در جستجوی او شکایت می‌کند. حسرت و longing او برای دیدار جمال معشوق و درک عمیق از رازهای او در این اشعار موج می‌زند. شاعر همچنین اشاره‌ای به بلبل و طوطی می‌کند که نماد عشق و دلتنگی است و از زیبایی و روح‌بخشی لب‌های معشوق یاد می‌کند. به طور کلی، این شعر تصویری عمیق و احساسی از عشق و جستجوی زیبایی الهی ارائه می‌دهد.