نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۴ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

باز آتشی در جان من زد عشق شورانگیز تو

نو شد جراحتهای غم از غمزه خونریز تو

ای ماه مهرآموز من دمساز عالم سوز من

جانم وفاآموز شد از جور لطف آمیز تو

هر بی نوائی کو نهد در صف عشاق تو پا

کی سر تواند تافتن از زخم تیغ تیز تو

ناموس و پرهیز مرا تاراج کرده غمزه ات

فریاد ای هشیار دل زین مست بی پرهیز تو

بر رخ کشیده پرده ها مهر از حیا پیش رخت

در خط شده مشک خطا از خط عنبر بیز تو

ای دل نهاده جان بکف در کوی جانان نه قدم

کاندر بر سلطان ما این است دست آویز تو

گر بر دل و جانت حسین درتافتی خورشید عشق

طالع شد از مغرب زمین آن شمس انجم ریز تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و تأثیر عمیق آن بر روح و جان شاعر است. شاعر با بیان احساساتش به تصویر کشیده که عشق طرف مقابلش، تمام دردها و غم‌ها را تازگی می‌بخشد. او از ویژگی‌های معشوقش مانند زیبایی و لطافت یاد می‌کند و تأکید می‌کند که عشق او، جانش را تحت تأثیر قرار داده و آن را به سرنوشت مقدر متصل کرده است. همچنین، شاعر بر زخم‌های عاطفی و جذابیت‌های عاشقانه این رابطه اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این عشق، شادی و در عین حال درد را به همراه دارد. در نهایت، شاعر عشق را به خورشیدی تشبیه می‌کند که زندگی و نور را به وجود می‌آورد.