شمارهٔ ۲۱ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
زهره ام ساقی و مه جام مدام است امشب
فلکم چاکر و خورشید غلام است امشب
باده در مذهب عشاق حلال است ایندم
خواب بر عاشق مشتاق حرام است امشب
میکنم جامه ازرق گرو باده مدام
که تنم را هوس جام مدام است امشب
ساقیا تا بسحر جام دمادم در ده
زانکه ما را نه غم ننگ و نه نام است امشب
شمع را گو ننشانند که در مجلس ما
شمع رخساره آن ماه تمام است امشب
شاد باش ای دل غمدیده که در عین بلا
الف قد حسود تو چو لام است امشب
میدهد دشمنم از غصه بناکامی جان
که من دلشده را دوست بکام است امشب
تا سحر در هوس پسته شکر بارش
طوطی طبع مرا ذوق کلام است امشب
از فروغ رخ آن حور پریچهره حسین
کنج کاشانه ما دار سلام است امشب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به شب خاصی اشاره میکند که در آن زهره به عنوان ساقی و مه به عنوان جام همیشگی حضور دارند. او با اشاره به قوانین عشق، میگوید که باده در این شب حلال و خواب برای عاشق حرام است. شاعر میل به شراب و خوشی را ابراز میکند و از ساقی میخواهد که تا صبح به او نوشیدنی بدهد، زیرا او غم و نام را در این شب نمیبیند. همچنین او از نور شمع میخواهد که در مجلس خاموش باشد، چرا که محبوبش مانند ماه زیباست. شاعر تمایل به خوشی دارد و برای دل غمدیدهاش آرزو میکند که در این شب با وجود مشکلات، جمال محبوبش روحافزا باشد و به یاد طبع شعرش، از زیباییهای عشق لذت ببرد.