شمارهٔ ۱۹ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ای روی دلآرایت آتش زده در جانها
درد غم سودایت سرمایه دورانها
چون از غم عشق تو صد جامه جان چاکست
عشاق چه غم دارند از چاک گریبانها
صد طایر جان هردم پروانهصفت سوزد
گر همچو رخت باشد شمعی به شبستانها
گل چاک زده جامه بر بوی تو در گلشن
از بهر خریداری از پرده به دامانها
در میکده وحدت چون شیر و شکر ای جان
درد و غم عشق تو آمیخته با جانها
کوی تو و روی تو چون کعبه و عید آمد
جانهای نکوکیشان در پیش تو قربانها
عقلم همه فنها را آراسته بود اول
چون عشق تو برخواندم از یاد برفت آنها
شعری که حسین ای جان در وصف تو پردازد
هر بیت از او شاید سردفتر دیوانها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و تأثیر عمیق آن بر زندگی انسانها است. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که عشق او آتش در جانها میافکند و درد و غم ناشی از عشقش به سرمایهای ارزشمند تبدیل شده است. عشق او به اندازهای شدید است که دیگران را به درد و حسرت نمیاندازد و هر کس در این مسیر با غمهای خود مواجه است. شاعر همچنین بیان میکند که طعمی چون شیر و شکر در میکده عشق وجود دارد و وجود معشوق برای او و دیگران به مانند جشن و قربانی در کعبه است. در نهایت، شاعر میگوید که با وجود آموختههای عقلانی، وقتی محبت معشوق بر دلش حاکم میشود، همه آن دانشها فراموش میشود. این شعر با احساسی عمیق و زبانی زیبا، به توصیف درد و لذت عشق میپردازد.