شمارهٔ ۲۱۵ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
ساقی بیار جامی زان باده شبانه
عشاق را نوا ده مطرب بیک ترانه
گفتا نیارمت می تا تو بها نیاری
آن می بها ندارد جانا مکن بهانه
تا طایران قدسی گردند صید عشقت
از خط و خال خوبان آورده دام و دانه
ای نازنین عالم میکش نیاز ما را
کاندر ره تو مردن عمریست جاودانه
این عشق شورانگیز چون آشنا کند عقل
بی آشنا شوی تو در بحر بیکرانه
ای از زمان منزه ای از زمین مبرا
هم فتنه زمینی هم آفت زمانه
گر لب بر آستینت نتوان نهاد باری
اینم نه بس که یابم باری بر آستانه
از طره تو موئی تا در کف من آمد
شد شاخ شاخ جانم از دست غم چو شانه
تا کی اسیر دشمن گردد حسین بیدل
داری هوای یاری با این شکسته یا نه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و شوق اشاره دارد و از ساقی درخواست میکند که جامی از می بیاورد تا عشاق را شاد کند. شاعر به عشق و زیبایی میپردازد و میگوید که اگر میخواهد از عشق بهرهمند شود، نباید بهانهتراشی کند. او به قدرت عشق اشاره میکند و اینکه چگونه میتواند انسان را به اوج برساند. همچنین شاعر به ناز و زیبایی معشوقهاش اشاره کرده و از او میخواهد که نیاز و شوق او را برطرف کند. در نهایت، او به حسرت و دلتنگی خود برای وصال معشوقهاش اشاره میکند و از ایستادگی در مقابل مشکلات و فتنههای زمان صحبت میکند.