شمارهٔ ۲۲۹ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از دست شر نفس از آن روی ایمنی
کاندر سپاه سایه خیرالخلایقی
تا همچو سایه بر در او گشته ای مقیم
مانند آفتاب جهانتاب شارقی
از یمن رای روشن او همچو ماه و مهر
نور مغاربی و فروغ مشارقی
او بوالوفا و تو ز وفای ولای او
هر دم نبیل دولت و اقبال واثقی
ای آنکه از سوابق الطاف کردگار
بر فارسان حلیه تحقیق سابقی
دارند اهل فضل بذات تو افتخار
کز فاضلان جمله آفاق فایقی
از روی فضل مفخر اهل مدارسی
در حسن خلق رهبر اهل خوانقی
مصباح فضل را بداریت تو موقدی
اصباح شرع را بهدایت تو فایقی
در وادی مقدس قدوسیان غیب
علمت کشد بجودی و حکمت شوایقی
زان سر که در سرادق غیب است سر آن
ما را چو محرم حرم آن سرادقی
ره ده در آن حرم من محروم را از آنک
من بس بعید و تو بجنابش ملاصقی
ای عیسی زمانه تو دانی دوای ما
کاندر علاج خسته دلان نیک حاذقی
در کام جان خسته دلان ریز جرعه ای
زان خمر بی خمار که هر لحظه ذائقی
ما را خلاص ده ز بطالت بحق آنک
حق را ز غیر حق چو تو فاروق فارقی
زاری کنان بقای تو خواهم بصدق از آنک
بازار اهل صدق و صفا را تو نافقی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شاعری درباره شخصیت و مقام والای شخصی است که به عنوان مظهر خیر و هدایت معرفی شده است. شاعر از او به عنوان منبع نور و فضل یاد کرده و او را رهبر اهل علم و فضیلت میداند. او به دلیل الطاف و صفات نیکویش بر دیگران برتری دارد و از او میخواهد که به درمان دلهای خسته و رنجور بپردازد. در این توصیف، شاعر خود را در دوری از مقام او احساس میکند و درخواست کمک و راهنمایی از او دارد، در حالی که او را به نیکی و فطرت پاکش میستاید. شعر به نوعی تمجید از فضائل انسانی و الهی بودن این شخصیت نیز اشاره دارد.