نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۲ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

فرخنده زمانی که تو دیدار نمائی

فرخ نفسی کز در عشاق درآئی

نی صبر مرا کز تو زمانی بشکیبم

نی طاقت آنم که تو دیدار نمائی

در پرده نهانی و من از عشق تو سوزان

ای وای از آن لحظه که از پرده برآئی

گویند که از پرتو انوار جمالت

سوزند جهانی چو نقابی بگشائی

در پیش تو جانباختن و سوختن ای جان

زان به که بسوزد دلم از داغ جدائی

عار آیدم از سلطنت ملک دو عالم

گر بر در تو باشدم امکان گدائی

شاهان جهان بنده درگاه حسین اند

تا گفته ای از لطف که تو بنده مائی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و شور و شوق دیدار محبوب است. شاعر از ناتوانی خود در برابر شوقی که به محبوب دارد می‌گوید و نمی‌تواند صبر کند تا او را ببیند. او به سوز و گداز قلبش از عشق اشاره می‌کند و از لحظه‌ای که محبوبش از پرده نهان خارج شود، ابراز نگرانی می‌کند. شاعر همچنین به عظمت و زیبایی محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که به خاطر عشقش حاضر است جان بدهد. او از مقام و سلطنتی که دارد شرمسار است و به این نکته اشاره می‌کند که حتی پادشاهان نیز در برابر عشق حسین، مقام و سلطنت خود را فراموش می‌کنند و به بندگی او درمی‌آیند.