نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۵ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بار دیگر فتنه ای در انس و جان انداختی

چهره بنمودی و آتش در جهان انداختی

از برای خاکساران بر سر کوی طلب

فرش عزت بر فراز آسمان انداختی

عشق را سرمایه ای داده ز حسن دلبران

شورش و آشوب در کون و مکان انداختی

بوئی از گلزار لطف خویش بخشیدی بگل

غلغلی در بلبلان بوستان انداختی

تیغ بی باکی نهاده در کف سلطان عشق

رسم یغمای خرد در ملک جان انداختی

داده وحدت را ظهور اندر جلابیب صور

نام کثرت در میان این و آن انداختی

لب فرو بستم ز اسرارت ولی از جرعه ای

بیخودم کردی و آخر در زبان انداختی

حسن را با ناز پیوستی و در اهل نیاز

عشق و تقوی را جدائی در میان انداختی

از محبت شعله‌ای افروختی وز پرتوش

شعله در جان حسین ناتوان انداختی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف اثرگذاری عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر به فتنه‌ای اشاره می‌کند که عشق در دل‌ها و جهان می‌آفریند و موجب شور و آشوب می‌شود. عشق به عنوان یک نیروی قوی، قدرتی به خاکساران می‌دهد و بر عزت و مقام آن‌ها می‌افزاید. همچنین، شاعر به زیبایی و لطافت عشق اشاره می‌کند که منجر به بروز احساسات و شور در دل‌ها می‌شود. در نهایت، عشق به عنوان یک شعله، در وجود انسان‌ها تأثیر می‌گذارد و آن‌ها را به حالتی از بی‌خودی و جستجوی محبوب سوق می‌دهد.