نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۶ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ای عشق منم از تو سرگشته و سودایی

واندر همه عالم مشهور به شیدایی

در نامه مجنون تا از نام من آغازند

زین بیش اگر بردم سر دفتر دانایی

ای باده‌فروش من سرمایهٔ جوش من

از تست خروش من من نایم و تو نایی

سرمایه ناز از تو هم اصل نیاز از تو

هم وامق شیدایی هم دلبر عذرایی

گر زندگیم خواهی بر من نفسی در دم

من مرده صدساله تو جان مسیحایی

اول تو و آخر تو ظاهر تو و باطن تو

مستور ز هر چشمی در عین هویدایی

تیری ستم‌اندوزی بر دیده من دوزی

آخر چه جگرسوزی یارب چه دلارایی

پروانه‌صفت سوزان از شوق فشانم جان

تا گوییم ای جانان تو سوخته مایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق عمیق و دلسوزی گوینده به معشوق است. او خود را سرگشته و مجنون می‌داند و به شیدایی‌اش در دل تمامی عالم اشاره می‌کند. گوینده از باده‌فروشی می‌خواهد که او را به جوشش و زندگی بخشد، زیرا عاشق واقعی اوست. او عشق را منبع زندگی و انرژی می‌داند و تمام وجودش را به عشق معشوق اختصاص می‌دهد. در ادامه، گوینده به زیبایی معشوق اشاره می‌کند که هم در ظاهر و هم در باطن وجود دارد و در عین حال، درد و رنج ناشی از عشق را نیز حس می‌کند. او خود را به پروانه‌ای تشبیه می‌کند که از عشق می‌سوزد و در نهایت، ابراز می‌کند که معشوق او را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.