شمارهٔ ۲۴۱ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
روانی نقد جان درباز اگر سودای ما داری
چو شمع از تاب دل بگداز اگر پروای ما داری
شهنشاه جهان گردد غلام بنده فرمانت
چو بر منشور آزادی خط طغرای ما داری
چو از کبر و ریا رستی جمال کبریا بینی
بدان چشمی که نورانی ز خاک پای ما داری
سر رشته بدستم ده مزن دم پای از سرکن
اگر تو رأی غواصی در این دریای ما داری
بهر سو چند میپوئی چو مقصد کوی عشق آمد
چرا یار دگر جوئی چو دل جویای ما داری
بچشمت میل غیرت کش که غیری در نظر ناید
اگر تو میل دیدار جهان آرای ما داری
بهر کس دل چو میبندی نمی بینی که در عالم
بحسن و لطف و زیبائی کجا همتای ما داری
جراحتهای این ره را چو راحتها شناس ار تو
هوای بزم روح افزای راحت زای ما داری
حسینا چون گداطبعان بهر می لب نیالائی
اگر تو ذوق سرمستی از این صهبای ما داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد و بررسی روحیه و احوال انسانی میپردازد که به دنبال عشق و حقیقت است. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیهات مختلف، به زیباییهای آزادی، عشق و روحانیت اشاره میکند و از شنونده میخواهد که از خودخواهی و ریا فاصله بگیرد و به عمق وجودی خود نگاهی تازه کند. همچنین به ارزش و اهمیت محبت و نگاه به دیگران تأکید میکند و میگوید اگر کسی به عشق واقعی دست یابد، دیگر به دنبال عشقهای کاذب نمیرود. در نهایت، شاعر به متانت و سرمستی ناشی از عشق و زیبایی اشاره کرده و از فرد میخواهد که لذت واقعی را در درکی عمیق از خود و دیگران جستجو کند.