نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دامن همت برافشان ای دل از کبر و ریا

بعد از آن بر دوش جان افکن ردای کبریا

عمر رفت از دست و تو در خواب غفلت مانده ای

قافله بگذشت و تو می نشنوی بانگ صلا

چون زنان صورت پرستی کم کن اندر راه عشق

جوشن صورت برون کن در صف مردان درآ

بند تن بودن نیفزاید ترا جز بندگی

دل طلب کز دار ملک دل توان شد پادشا

دلق فانی را بدست همت دل چاکزن

تا بیابد شاهد جانت قبائی از بقا

رخش همت را برون ران از مضیق اینجهان

تا رسد از عالم وحدت ندای مرحبا

پای همت چون توانی یافت در گلزار انس

پس چرا در خارزار انس میجوئی چرا

طلعت جانان بچشم جان تو بینی گر کشی

خاک پای نیستی در چشم جان چون توتیا

شاخ وحدت در ریاض جان نخواهد تازه شد

تا نخواهی کند از گلزار دل بیخ هوا

بدرقه از عشق ساز و رخت هستی را بکش

زین رصدگاه حوادث سوی اقلیم بقا

بگذر از حبس وجود و نامرادی پیشه کن

کاندر این اقلیم گردد حاجت جانت روا

زان ممالک هست کسری ملک کسری و قباد

زان مسالک نیست خطوی خطه چین و خطا

فیض صد دریا و از ابر تفرد یک سرشک

برگ صد طوبی و از باغ تجرد یک کیا

از تعلق گشت قارون مبتلا زیر زمین

وز تجرد رفت عیسی جانب چارم سما

چون بلای تست هستی دم ز لای نفی زن

تا بلا یابد دل و جانت خلاصی از بلا

آتش از لا برفروز و خرمن هستی بسوز

تا بیابی از نوال خوان الاالله نوا

داد لا نا داده از الا مجو حظی که هست

بر سر خط حقایق لا چو شکل اژدها

کعبه صورت اگر دور است و ره ناایمن است

کعبه معنی بجو ای طالب معنی بیا

گر خلیل الله ببطحا کعبه ای بنیاد کرد

در خراسان کرد ایزد کعبه دیگر بنا

از شرف آن کعبه آمد قبله گاه خاص و عام

در صفا این کعبه آمد سجده گاه اصفیا

از صفا و مروه آن کعبه اگر دارد شرف

از مروت وز صفا این کعبه دارد صد بها

از منا بازار آن کعبه اگر آراسته است

اندر این کعبه بود بازار حاجات و منا

از وجود مصطفی گر گشت آن کعبه عزیز

یافت این کعبه شرف از نور چشم مصطفی

خواجه هر دو سرا یعنی امام هشتمین

سر جان مرتضی سلطان علی موسی الرضا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به دعوت به حرکت و تلاش در راه عشق و حقیقت می‌پردازد. شاعر از دل می‌خواهد که از کبر و ریا دور شود و خود را در دیانت و حقیقت غوطه‌ور کند. او می‌گوید که زمان به سرعت می‌گذرد و نباید در خواب غفلت بمانیم. همچنین اشاره می‌کند که تمرکز بر ظواهر و صورت‌ها کافی نیست و باید به عمق عشق بپردازیم. شاعر از ضرورت رهایی از بندهای دنیوی و محدودیت‌های وجود سخن می‌گوید و بر این باور است که انسان باید از موانع عبور کند تا به مقام بلندتر و بقا برسد. او بر اهمیت نداشتن وابستگی به دنیا و جستجوی مفهوم حقیقی زندگی تأکید دارد. در نهایت، شاعر به زیبایی کعبه‌ی معنوی اشاره می‌کند و می‌گوید که باید به جستجوی معانی عمیق پرداخته و از تجربیات روحانی بهره‌مند شویم. او با ذکر نمونه‌هایی چون خلیل‌الله و امام رضا، به اهمیت معنویت و واقعیات فراسوی دنیا اشاره دارد و به روشنایی و بلندای روح اشاره می‌کند.