شمارهٔ ۸ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای صفات کبریایت برتر از ادراک ما
قاصر از کنه کمالت فکرت و ادراک ما
ما چو خاشاکیم در دریای هستی روی پوش
موج وحدت کی بساحل افکند خاشاک ما
ما به جولانگاه وحدت غیر شه را ننگریم
گر دو عالم را به بندد بخت بر فتراک ما
از وفاداری چو خاک پای اهل دل شدیم
قبله اهل وفا شد تا قیامت خاک ما
درد راحت بخش خود بر ما حوالت کن که نیست
جز بدردت شادی جان و دل غمناک ما
جز بسوز شمع دیدارت نمیسازد بلی
همچو پروانه دل آشفته بیباک ما
از جراحتها چه راحتها است ما را ایکه هست
نیش تو نوش حسین و زهر تو تریاک ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش صفات خداوند و گوشهای از عشق و وفاداری نسبت به او پرداخته است. شاعر به محدودیتهای ادراک انسانی اشاره میکند و وضعیت خود را در مقایسه با عظمت خداوند توصیف میکند. او از وجود خود به عنوان موجودی کوچک و بیاهمیت در دریای هستی یاد میکند و از احساسات عمیق و دردهایی که به واسطه عشق خدا متحمل میشود، سخن میگوید. در نهایت، شاعر به وفاداری و فدای خود اشاره میکند و میخواهد که درد عشق خداوندی به او آرامش بخشد.