نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا چند ز دیدار تو مهجور توان زیست

تو جان عزیزی ز تو چون دور توان زیست

آنکس که نظر بر چو تو منظور بینداخت

گوید که جدا گشته ز منظور توان زیست

دریاب مرا چون رمقی هست کز این بیش

سودای محال است که مهجور توان زیست

بر بوی یکی پرسشت ای عیسی جانها

عمری چو من آشفته و رنجور توان زیست

بر آرزوی آب زلالی ز وصالت

در آتش هجران تو محرور توان زیست

در کوی تو بر بوی تو ای حور پریوش

فارغ شده از روضه و بی حور توان زیست

گر چشم حسین از غم تو اشک ببارد

ناگشته بسودای تو مشهور توان زیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به شدت احساسی و عاشقانه، از فراق و دوری معشوق سخن می‌گوید. شاعر به خوبی احساسات شدت‌گیری را توصیف می‌کند که ناشی از دوری از محبوبش است. او می‌گوید که بدون دیدار معشوق نمی‌تواند زندگی کند و این دوری برایش سخت و غیرممکن است. همچنین، اشاره دارد به آلام و رنج‌هایی که از این جدایی متحمل می‌شود و به شدت از معشوقش آرزو می‌کند که او را دریابد. در کل، شعر بیانگر حسرت‌ها و آرزوهای عمیق عاشقانه است.