نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مرا چو کعبه دولت حریم خانه اوست

براستان که سر من بر آستانه اوست

اگر چه محض گناهم امیدواری من

بفیض شامل الطاف بی کرانه اوست

هزار طایر قدسی باختیار چو من

اسیر طره خال چو دام و دانه اوست

اگر چه نیست یکی ذره بی نشان رخش

هنوز دیده ما طالب نشانه اوست

بروز حشر نیاید بخویشتن آری

کسیکه مست و خراب از می شبانه اوست

کجاست مطرب ما تا نوای ساز کند

که رقص حالت عشاق از ترانه اوست

مسیح خسته دلان گوئیا نمیسازد

که خسته همچو من زار از زمانه اوست

اگر بکلبه احزان ما نهد تشریف

سزد که خانه این بنده بنده خانه اوست

بیا که طبع حسین از پی نثار آورد

از آن جواهر غیبی که در خزانه اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و ارادت عمیق شاعر به خداوند و پیامدهای آن در زندگی‌اش است. شاعر خود را همچون کعبه‌ای می‌داند که خانه خداست و در آستانش قرار دارد. با وجود گناهانش، امیدش به رحمت و لطف الهی بی‌پایان است. او با استفاده از استعاره‌های مختلف، این حس نیاز و عشق به پروردگار را به تصویر می‌کشد و به دنبال نشانه‌هایی از اوست. شاعر همچنین به کمبود حالتی مسحورکننده و عاشقانه در زمانه‌اش اشاره می‌کند و از می و عشق به عنوان وسایلی برای فراموشی غم‌های خود یاد می‌کند. در نهایت، او از خدای خود می‌خواهد که در خانه‌اش، که خانه خداست، حضوری مقدس داشته باشد.