شمارهٔ ۵۴ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عید شد قافله را عزم حرم ساختنی ست
وز سر خویش در این راه قدم ساختنی ست
عود دل تا نفسی دم زند از سوز درون
سینه سوخته را مجمر غم ساختنی ست
رخت رحلت ز صحاری فنا بر بسته
اندر اقلیم بقا چتر و علم ساختنی ست
در گذشته ز سر هستی موهوم بصدق
همچو مستان رهش برگ عدم ساختنی ست
چون بتدبیر تو تقدیر مبدل نشود
در بلا سوخته با حکم قدم ساختنی ست
گر تو در مجلس خاصش ز ندیمان نشدی
همچو خجلت زده با سوز و ندم ساختنی ست
سپر خود ز رضا ساز و به پیکار درآی
کز رضا دفع سنانهای ستم ساختنی ست
از شفاخانه لطفش چو دوا میطلبی
چون من سوخته با درد و الم ساختنی ست
من حسینم ز در دوست مرانید مرا
منزل سبط نبی بیت حرم ساختنی ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین مذهبی و روحانی پرداخته و حال و هوای عید و سفر به حرم را توصیف میکند. شاعر از احساسات درونی خود در مواجهه با غم و شوق به حرم میگوید و از سوز دل و دردهایی که در این مسیر تجربه میکند، سخن میگوید. او به اهمیت ایمان و رضایت از تقدیر الهی اشاره میکند و تأکید میکند که نباید از درگاه الهی دور شد. همچنین، شاعر از حسین (ع) به عنوان یادآور وفاداری و عشق واقعی یاد کرده و از او میخواهد که او را بپذیرد و در این سفر راهنماییاش کند. به طور کلی، شعر به جستجوی معنای عمیقتر زندگی و عشق به خدا و اهل بیت اشاره دارد.