شمارهٔ ۵۵ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رنجورم و شفای دلم جز حبیب نیست
کاین درد را معالجه کار طبیب نیست
چون من هزار ناله در آن کوی میکنند
گلشن شنیده ای که در او عندلیب نیست
گفت از نصاب حسن زکواتی همی دهم
مسکینم و غریب مرا چون نصیب نیست
بی دوست ناله از من شیدا عجب مدار
بی گل فغان و ناله ز بلبل عجیب نیست
ای شه غریب شهر توام پرسشی بکن
کز شاه جستجوی غریبان غریب نیست
سهل است درد هجر بامید وصل دوست
آوخ امید وصل توام عنقریب نیست
بی دوست ای حسین چه میخواهی از جهان
چون هیچ حاصلی ز جهان بی حبیب نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از رنج و دردی که بدون عشق و دوستش نمیتواند تسکین یابد سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که هیچ پزشکی نمیتواند این درد عمیق را درمان کند و زندگی بدون عشق، بیفایده است. احساس تنهایی و غریببودن در میان مردم، نشاندهندهی اهمیت دوستی و عشق در زندگی اوست. همچنین، او به عشق خود، حسین، اشاره میکند و میگوید که بدون او، زندگیاش هیچ گونه ارزش و ثمری ندارد. در نهایت، او بیان میکند که هیچ چیز نمیتواند جایگزین عشق شود و آمال و امید او فقط به وصال معشوق ارتباط دارد.