شمارهٔ ۶۴ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چو اهل دل بطواف تو عزم ره سازند
براق عشق ز میدان جان برون تازند
چو بر بساط نشینند پاکبازانت
بضربه ای دو جهان را تمام دربازند
ببوی چون تو گلی بلبلان چو سرمستند
بسوی گلشن جنت نظر نیندازند
ملک بغاشیه داری خویش نپسندند
چو بر فلک علم عشق تو برافرازند
حذر ز آتش دوزخ نباشد ایشانرا
که سالهاست که با سوز عشق میسازند
ز شاهی دو جهان چون حسین آزادند
ولی به بندگی درگه تو مینازند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و دلbinding انسانهای مومنی میپردازد که در جستجوی خداوند و عشق الهی هستند. هنگامی که این عارفان و اهل دل عزم سفر به سوی محبوب خود را میکنند، با عشق خود به شدت در میدان وجود میتازند. وقتی در جمع مخلصان و پاکبازان به سر میبرند، به مدد نیکی و عشق، دو جهان را فتح میکنند. بوی خوش محبوبشان مانند گلی است که بلبلان را سرمست میکند و آنان را از نگاه به بهشت غافل میسازد. در این مسیر، آنان جان و دل خود را که به عشق خدا وقف کردهاند،優先 قرار میدهند و از آتش جهنم نمیترسند، زیرا با سوز عشق این دنیا را طی کردهاند. به رغم اینکه آزادند، با افتخار در بندگی خداوند ناز میکنند.