شمارهٔ ۷۰ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عاشقان جان و دل خویش بدلدار دهید
هر چه دارید بدان یار وفادار دهید
قطراتی که از آن بحر در این ابر تن است
نوبهار است بدان بحر گهربار دهید
قطره چون در و گهر میشود از جوشش بحر
قطره های دل و جان جمله بیکبار دهید
موج این بحر اگر تخته هستی ببرد
هین مترسید و همه خویش بدین کار دهید
چون فنا گشت در او هستی موهوم شما
از سر صدق بوحدت همه اقرار دهید
ساقیا نی که ز اسماء و صفات حقند
هم ز خمخانه حق باده بتکرار دهید
سرخوشانیم قدحها ز حدق ساخته ایم
با حمیا ز محیای جنان بار دهید
ما ز نظاره ساقی همه چون مست شویم
بعد از آن باده بدین مردم هشیار دهید
ای حریفان چو حسین از سر اخلاص آمد
اندرین میکده او را نفسی بار دهید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به عشق و وفاداری است. شاعر از عاشقان میخواهد که جان و دل خود را به معشوق داده و هر آنچه دارند به یار وفادار تقدیم کنند. او به زیباییهای زندگی و بهشت اشاره کرده و میگوید که قطرات زندگی همچون در و گهرند که از دریاچه معرفت ناشی میشوند. شاعر درباره فنا و از بین رفتن زندگانی موهومی سخن میگوید و از دوستداران میخواهد تا به وحدت و حقیقت اقرار کنند. او همچنین به بادهنوشی و سرخوشی در میکده عشق دعوت میکند و میگوید که باید از جمال ساقی لذت برد و باده را با هشیاری به دیگران منتقل کرد. در نهایت شاعری از دوستداران میخواهد که حسین، به عنوان نماد اخلاص، را در میکده ارج نهند.