نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جان فدای آنکه ما را بی‌محابا می‌کشد

کشته را جان می‌دهد پنهان و پیدا می‌کشد

تیر دلدوز خدنگ غمزه خونریز خود

سوی دیگر می‌کشد آن شوخ و ما را می‌کشد

آن قد و بالا بلای جان عاشق شد بلی

چون بلای ناگهان آید ز بالا می‌کشد

تا بود فردا میان گشتگان عشق دوست

عاشق آن نازنین خود را به عمدا می‌کشد

کشتنش آب حیات عاشقان آمد از آن

زنده می‌گردم من آشفته‌دل تا می‌کشد

دیگران را گر تقاضا می‌کند میر اجل

عاشق بیچارهٔ خود را بی‌تقاضا می‌کشد

گر به قصد کشتن آید دوست منعش کم کنید

تا حسین خسته را بکشد که زیبا می‌کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر به بلای عشق اشاره می‌کند که شبیه به تیر غمزه‌ای است که عاشق را به قتل می‌کشاند. عاشق با وجود این درد و رنج، از آن لذت می‌برد و زندگی خود را از طریق این احساسات متقابل زنده می‌کند. در نهایت، شاعر به زیبایی و قدرت عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر قرار بر کشته شدن باشد، زیبایی عشق این درد را قابل تحمل می‌کند.