شمارهٔ ۸۸ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
علاج عاشق مسکین حبیب میداند
که داروی دل غمگین طبیب میداند
غریب نیست اگر حال ما نمیدانی
که حال زار غریبان غریب میداند
غمی که میکشم از درد دوست میدانم
که درد دوری گل عندلیب میداند
تو لذت غم عشق حبیب کی دانی
کسی که دارد از این غم نصیب میداند
دلی که عاشق رخسار دلبری باشد
عذاب دیدن روی رقیب میداند
ز من بپرس تو آداب عشق نی ز فقیه
از آنکه علم و ادب را ادیب میداند
سواد دیده کند از بیاض شعر حسین
کسی که حسن مدیح و نسیب میداند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره درد و غم عشق است و بیانگر احساسات عمیق عاشقانه شاعر میباشد. شاعر از عشق و دوری معشوق و سختیهایی که در این راه متحمل میشود سخن میگوید. او تأکید میکند که برای درک عشق و غم آن، باید تجربه کرد و تنها دانایی نظری کافی نیست. شاعر به شدت به حال غمانگیز خود و دیگران توجه دارد و میگوید که کسی که طعم عشق را چشیده باشد، درد و لذت آن را بهتر درک میکند. همچنین اشاره دارد به زیباییهای شعر و ادب، که باید از تجربه و احساس واقعی ناشی شود.