نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۰ - حکایت ابراهیم علیه الرحمة باراهب امیر حسینی هروی

امیر حسینی هروی / کنز الرموز / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

رفت ادهم در یکی دیر کهن

راهبی دید آشنای این سخن

امتحان کردش که ای سرگشته مرد

پایبند این چنین جایت که کرد‌؟

گر در این دیر کهن منزل کنی

پوشش و خور از کجا حاصل کنی‌؟

راهبش گفت این سخن از من خطاست

از خدا پرس اینکه روزی‌ده خداست

بندگان سر بر خط فرمان نهند

پوشش و خورشان خداوندان دهند

این گره بگشا اگر پیوند تست

زانکه پنداری توکل بند تست

رهروی بر هر گلی صد خارکش

امتحان کردن خدا را نیست خوش

بنده باش و هرچه آید رد مکن

جز رضا دادن طریق خود مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

ادهم به یک دیر قدیمی رفت و با راهبی که آشنا بود، ملاقات کرد. او از راهب خواست تا امتحانش کند و بپرسد که منبع روزی و معیشت او چیست. راهب پاسخ داد که چنین سوالی بی‌جا است و باید از خداوند درخواست روزی کرد. او تأکید کرد که بندگان باید به فرمان خداوند گردن نهند و اینکه قرار نیست خدا امتحان بندگان را با سختی‌ها بسنجد. راهب توصیه کرد که انسان باید تسلیم ایزدی باشد و در برابر هر چیزی که به سرش می‌آید، جز رضا و خشنودی خداوند عمل نکند.