بخش ۲۸ - در بیان تفرید میفرماید امیر حسینی هروی
امیر حسینی هروی / کنز الرموز / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مردِ فرد از نور وحدت بهره مند
نی قبول و رد خلقش پایبند
عرصۀ میدان او را حال نی
دید او را دیدن افعال نی
مرغ وحدت ز آشیان حق پرد
همچو برق آید بزودی بگذرد
بلبل جان از قفس پران شود
گه بخندد مرد و گه گریان شود
گه جمال دوست بردارد نقاب
گه زحسن عزتش گردد حجاب
جذبه حق در رباید از خودش
تا به علیین برآرد مسندش
این سخن چون همدم طالب شود
گاه مغلوب و گهی غالب شود
آنکه مغلوبست محبوس خودست
اندرین ره مشکل او بیحد است
آنکه غالب شد پرید از دام خویش
در حریم قدس کرد آرام خویش
حال پستی دار ملک ابتلاست
مهره ها در ششدربازی دعاست
از پی شوق هرکه نوشد جام او
در جهان با حق بود آرام او
هیبت حسنش چو بربودت ز خویش
پرده چشم تو بردارد ز پیش
هرچه غیر است از میان بیرون شود
پس امید از بیم مرد افزون شود
مجلس پر نقش آمد این مقام
عشق بازان را نشاط آمد مدام
مایه سودا از این بازار خاست
پس کلیم الله از این دیدار خواست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره نور وحدت و مراحل ترقی روحانی انسان است. شاعر بیان میکند که فردی که از نور وحدت بهرهمند است نه به پذیرش و نه به رد دیگران وابسته است و در میدان وجود حالتهای متفاوتی را تجربه میکند. او به پرواز مرغ وحدت اشاره میکند که به سرعت از آشیان حق عبور میکند. روح انسان مانند بلبل است که گاهی شاد و گاهی غمگین میشود. زیبایی محبوب میتواند پردهبرداری کند و گاهی اجازه میدهد تا شوق حق در دل انسان تأثیر بگذارد و او را به علو مقام برساند. شاعر همچنین به دو وضعیت عاشقان اشاره میکند: یکی که در بند خود است و دیگری که از دام خود رها شده و در آرامش قرار دارد. پستی و بلندیهای دنیا و دعاها نیز به نوعی سرگرمی برای انسانها تبدیل شده است. سرانجام، آنکه به عشق و شوق میرسد به آرامش روحانی دست مییابد و جذبه و هیبت حق او را از خود دور میکند.