نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۰ - در بیان تلوین و تمکین میفرماید امیر حسینی هروی

امیر حسینی هروی / کنز الرموز / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چون بیارایند بزم انس را

برکشند از دام صید قدس را

میدهند او را ز جام دوستی

تا برون آید ز دام نیستی

این قدح را هر دل بینا کشد

تشنه باشد گرچه صد دریا کشد

عاشق اینجا بس پریشانی کند

حالتش دعوی سبحانی کند

خستۀ آن خنجر خونخوار بود

آنکه در کوی بلا بردار بود

این محل آفتست و جای بیم

صد هزار اینجا به یک ساعت دو نیم

دانشی در عین دانائیست این

منطقی از طیر سبحانیست این

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بزم دوستانه‌ای اشاره می‌کند که در آن به وسیله می و محبت، انسان‌ها از چنگال هستی و محدودیت‌ها آزاد می‌شوند. او نوشیدن شراب دوستی را به عنوان راهی برای رهایی از غم و ناکامی معرفی می‌کند و می‌گوید که این می‌تواند حتی دل‌های پرتشویش را آرام کند. همچنین، شاعر از درد و رنج عاشقان می‌گوید که با وجود سختی‌ها در پی عشق و آگاهی هستند. در پایان، او به نوعی حکمت و بینش اشاره می‌کند که در دل آگاهی و زیبایی الهی نهفته است.