بخش ۳۳ - در بیان قید در مقام تمکین امیر حسینی هروی
امیر حسینی هروی / کنز الرموز / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای اسیر خود حجاب خود توئی
پاک باید دامن از گرد دوئی
جان چو پروانه بروی شمع باش
آنگهی در بزم وحدت جمع باش
یک دل و صد آرزویش مشکل است
یک مرادت بس بود چون یک دلست
هر کرا در دل پریشانی کشد
زود بنیادش به ویرانی کشد
جان عاشق جمع در عین بقاست
مرغ آزاد است و باز آشناست
تفرقه در بندگی پیدا شود
زانکه بازارت پر از غوغا شود
تفرقه ز احوال حق آمد پدید
جمع گشت آنکه به اوصافش رسید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعاتی مانند محبت، وحدت و خودشناسی میپردازد. شاعر میگوید که انسان باید از حجابهای خود رهایی یابد و دل را به عشق و وحدت بسپارد. عشق واقعی تنها در جمع و همبستگی محقق میشود و تفرقه و پریشانی در دل باعث ویرانی است. همچنین، وجود هر انسان به عشق وابسته است و تفرقه تنها نتیجه دوری از حقیقت و صفات الهی است. در نهایت، پیوند با خداوند و وصال به او به تحقق جمع و عشق واقعی میانجامد.