بخش ۸ - در بیان معرفت زکوة و کیفیت آن امیر حسینی هروی
امیر حسینی هروی / کنز الرموز / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مالها داری تو ای صاحب نصاب
حق درویشان بده گردن متاب
سر معنی نقد این دنیا بدان
آیت مما رزقنا هم بخوان
چیست دنیا با همه خشک و ترش
گرهمه عقلست برخیز از سرش
هر چه دادندت برون آر و بپاش
اندرین معنی کم از خاکی مباش
گل شو و میده نسیم دلفروز
همچو آتش هر کرا یابی مسوز
از جوانمردی برآمد نام مرد
حاتم طی بین که در هیجا چه کرد
اهل عشرت چون بهم آمیختند
جرعۀ بر خاک مجلس ریختند
موراگر پای ملخ برخوان نهاد
آنچه بودش در بر مهمان نهاد
گر نکردی خود جوانمردی پدید
در جهان نه پیر بودی نه مرید
آنچه می باید مرید از جمله پیش
مایه دارست از زکوة پیر خویش
چون گدا را از توانگر میرسد
امتنان را از پیمبر میرسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به نوعی به اهمیت صدقه و کمک به درویشان و نیازمندان اشاره دارد. شاعر به صاحبان مال و ثروت توصیه میکند که حق و حقوق درویشان را بپردازند و از تکبر و خودپسندی پرهیز کنند. او میگوید که دنیا به خودی خود ارزش چندانی ندارد و نباید به آن تعلق خاطر داشت. همچنین به جوانمردی و کمک به دیگران تأکید میکند و به مثالهایی از افراد بزرگ چون حاتم طی اشاره میکند که در حیات خود به دیگران یاری رساندهاند. در نهایت، او به این نکته میرسد که در زندگی اگر کسی جوانمردی از خود نشان ندهد، در واقع نه پیر است و نه مرید. کمک به دیگران و پرداخت زکات از واجبات است که بایستی در نظر گرفته شود.