بخش ۶ - در بیان اینکه خودی از سؤال ضعیف میگردد اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / اسرار خودی / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای فراهم کرده از شیران خراج
گشتهای روبه مزاج از احتیاج
خستگیهای تو از ناداری است
اصل درد تو همین بیماری است
میرباید رفعت از فکر بلند
میکُشد شمع خیال ارجمند
از خم هستی می گلفام گیر
نقد خود از کیسهٔ ایام گیر
خود فرود آ از شتر مثل عمر
الحذر از منت غیر الحذر
تا به کی دریوزهٔ منصب کنی؟
صورت طفلان ز نِی مرکب کنی
فطرتی کو بر فلک بندد نظر
پست میگردد ز احسان دگر
از سؤال، افلاس گردد خوارتر
از گدائی گَدیهگر نادارتر
از سؤال آشفته اجزای خودی
بیتجلی نخل سینای خودی
مشت خاک خویش را از هم مپاش
مثل مه رزق خود از پهلو تراش
گرچه باشی تنگروز و تنگبخت
در ره سیلِ بلا، افکندهرَخت
رزق خویش از نعمت دیگر مجو
موج آب از چشمهٔ خاور مجو
تا نباشی پیش پیغمبر خجل
روز فردائی که باشد جانگسل
ماه را روزی رسد از خوان مهر
داغ بر دل دارد از احسان مهر
همت از حق خواه و با گردون ستیز
آبروی ملت بیضا مریز
آنکه خاشاک بتان از کعبه رُفت
مرد کاسب را «حبیب الله» گفت
وای بر منتپذیر خوانِ غیر
گردنش خَمگشتهٔ احسانِ غیر
خویش را از برقِ لطفِ غیر سوخت
با پشیزی مایهٔ غیرت فروخت
ای خُنُک آن تشنه کاندر آفتاب
مینخواهد از خضر یک جام آب
تر جبین از خجلتِ سائل نشد
شکل آدم ماند و مُشتِ گِل نشد
زیر گردون آن جوان ارجمند
میرود مثل صنوبر سربلند
در تهیدستی شود خوددارتر
بخت او خوابیده، او بیدارتر
قُلزُم زنبیل سیلِ آتش است
گر ز دست خود رسد شبنم، خوشست
چون حباب از غیرت مردانه باش
هم به بحر اندر نگونپیمانه باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان مفاهیم عزت نفس، خوداتکایی و دوری از نیازمندی و منّت دیگران میپردازد. شاعر میگوید که انسان نباید به خاطر احتیاج و فقر خود را خوار کند و از دیگران تقاضا کند. او به اهمیت فکر بلند و آرزوهای والا اشاره میکند و تأکید میکند که در برابر مشکلات باید با عزت و خوددار باشید. همچنین، شاعر به نقش ایمان و اراده اشاره دارد و میگوید که برای رسیدن به موفقیت باید تلاش کرد و به خود اتکا داشت. او از خطر وابستگی به دیگران و ذلت ناشی از آن هشدار میدهد و با تأکید بر ارزش خود و تلاش مستقل، خواننده را تشویق به پیشرفت و سربلندی میکند.